ASME Y14.5_2018 Dimensioning and Tolerancing

ویرایش جدید استاندارد ASME Y14.5 بعد از 9 سال منتشر شد و تغییرات زیادی هم نسبت به استاندارد ASME Y14.5_2009  دارد.

در این مقاله برجسته ترین تغییراتی که در نگاه اول دیده شده بیان شده است.

بیشتر کتاب‌ها و دوره ها در مورد GD&T، قوانین، اصطلاح‌ها و تعاریف استاندارد ASME ، ابعادگذاری و تلرانس‌گذاری هندسی را به شما آموزش می دهند.

وقتی شما متن استاندارد ASME Y14.5-2018  را مطالعه می‌کنید و دوره ها را می‌گذرانید، احتمال دارد که هنوز ندانید با GD&T چه باید کرد.

اگر استاندارد ASME Y14.5-2018 را دقیق خوانده باشید، تازه متوجه می‌شوید که علائم،قوانین و تلرانس‌های گوناگون وجود دارد.

به عبارت دیگر، برخی از تلرانس‌ها، تلرانس‌های دیگر را کنترل می‌کنند. برای مثال، تلرانس‌های مکانی، راستای ویژگی را کنترل می‌کنند.

درک این روابط به شما در درک و استفاده بهتر از GD&T کمک می‌کند.

 

استاندارد 2018-ASME Y14.5 و کیفیت

در دویست سال اخیر، صنعت برای تعریف شفاف قطعه با مشکلاتی روبرو بوده است.

اخیرا موفق‌ترین رویکرد،یعنی ابعادگذاری و تلرانس‌گذاری هندسی (GD&T) را به کار گرفته است.

بعد از 26 سال اصلاح، صنعت اکنون استانداردی دارد که تمام موقعیت‌ها را به خوبی کنترل می‌کند.

استاندارد ASME Y14.5-2018 توسط انجمن مهندسان مکانیک آمریکا منتشر شده است.

در اولین نگاه،  خواندن نقشه بر اساس استاندارد جدید ممکن است به ظاهر پیچیده باشد.

اما بعد از خواندن استاندارد ASME Y14.5-2018 یا گذراندن دوره ابعادگذاری و تلرانس‌گذاری هندسی (GD&T) ، با نگاه کردن به هر نقشه ای نمادها و تلرانس ها نظرات طراح را برای شما شفاف می‌کند. 

نقشه های مهندسی

در سراسر دنیا نقشه های مهندسی به عنوان یک سند قانونی هستند.

بخشی از قرارداد بین دپارتمان‌ها یا مشتریان و تامین کنندگان است.

مانند هر سند قانونی دیگر، باید یک معنی داشته باشد و بدون هیچ نقطه ضعفی باشد.

در یک بررسی :

“تخمین زده شده است که بالای 80% از نقشه های مهندسی تولید شده در جهان به نحوی ناقص هستند.”

تغییرات استاندارد ASME Y14.5-2018

اولین نکته ای که به چشم می آید افزایش صفحات استاندارد هست، که از 214 صفحه به 328 صفحه تغییر یافته است.

یکی از مهمترین تغییرات استاندارد ASME Y14.5-2018 تعداد مشخصه های هندسی است که 12 تا هست.

و حذف دو مشخصه ای که در استاندارد ASME Y14.5-2009 کاربرد کمی داشتند.

1- هم مرکزی (Concentricity)

2- تقارن (Symmetry)

در استاندارد ASME Y14.5_2018 تقارن و هم مرکزی حذف شده است و تاکید بر استفاده از موقعیت شده است.

از علائم جدید در  استاندارد ASME Y14.5_2018 میتوان به علائم DYNAMIC PROFILE  , FORM -TO  اشاره کرد.

در مقاله بعدی سعی میکنیم اطلاعات بیشتری در مورد تغییرات استاندارد ASME Y14.5_2018 بیاوریم.

برای تهیه استاندارد ASME Y14.5_2018 و کتاب های زبان اصلی GD&T در تگرام به آیدی (09357731034) modir_jazb@  پیام دهید.

0 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

محدودیت زمانی بیش از حد شده است. لطفا یکبار دیگر کپچا را پر کنید.

کافیست راینو را بصورت پروژه محور در کنار ما تجربه کنید …

راینو
  • معرفی راینو و بررسی محیط راینو
    * شخصی سازی صفحه کار راینو و تعریف ساختار نربز
    *ترسیم نقاط و بررسی مشخصات آن
    * ترسیم انواع خطوط، بررسی ویژگی­های آن­ها و تبدیل انواع Curve به یکدیگر
    * معرفی ابزار های ویرایش خطوط
    * معرفی نقاط کنترلی و شیوه کار با آن­ها
    * کار با اسنپ ها و گامبال ( یکی از ابزارهای مهم راینو در ترسیمات )
    * استفاده از دستورات ترسیمی و ویرایش خطوط جهت ترسیم نقشه
    * وارد کردن تصاویر به راینو و شیوه استفاده از آن
    * کار روی ابجکت های مختلف متناسب با این دستور ها و کشیدن مدل های تخت با استفاده از خطوط
    * بررسی گزینه های کلیدی در کار با راینو نظیر Group، Explode، Join، lock، Hidden و . . .
    * تکنیک پیدا کردن خطوط باز و بسته ، آنالیز خطوط و معرفی مشخصات آن در منوی Properties
    * آ موزش کامل لایه بندی و گزینه های مربوط به آن

*تولید انواع احجام توپر (Solid) و دستورات مربوط به حجم
* آموزش ابزار های راینو برای ویرایش احجام
* رسم انواع صفحه، تکنیک­ ها و دستورات مربوط به صفحه سازی
* آموزش ابزار های ویرایش پوسته ها در راینو
* آموزش ابزارهای Transform (Move، Rotate، Copy، Scale، Mirror وOrient . . .)
* استفاده از ابزارهای ترسیمی خطوط و صفحات در مدلسازی یک آبجکت (رسم پیچ گوشتی )


*استخراج قطعات جهت ساخت ماکت (برش لیزر)
* آموزش نحوه خروجی گرفتن صحیح از فایل برای سایر نرم افزارها (تری دی مکس، اسکچ آپ و . . .)
* معرفی پرینت سه بعدی در راینو و نکات مربوط به آن
* آموزش جامع مدلسازی و آماده سازی فایل­ها برای پرینت سه بعدی
* اشاره کلی به کیشات و رندر گرفتن از یک محصول مدل شده در به عنوان پروژه نهایی

دانلود نرم افزار راینو

کافیست برای شرکت در این دوره کاربردی پیش ثبت نام کنید.

حتما بریتان پیش آمده است که یک فایل اسمبلی بزرگ را که حاوی صدها یا حتی هزاران قطعه است را در سالیدورکس باز کردید و سیستم به شدت کند شده و ایجاد تغییرات و کار کردن با آن برایتان سر سام آور شده است.

در این مقاله 7 نکته کاربردی به منظور بهبود عملکرد و افزایش سرعت سیستم در کار کردن با این فایل ها بیان شده است.

1- از گزینه های مخصوص اسمبلی های بزرگ و مدل های سبک استفاده کن!

مطمئنا راحت ترین و پیش پا افتاده ترین روش استفاده از گزینه های مخصوص اسمبلی و نقشه های پیچیده با ساده سازی می باشد.

در قسمت ابتدایی که می خواهید یک فایل اسمبلی یا نقشه را وارد کنید در قسمت Mode می توانید چگونگی نمایش جزئیات را مشخص کنید.

انتخاب مود مورد نظر برای باز کردن اسمبلی

گزینه های مختلفی برایتان به نمایش می آید که توضیح هر یک به شرح زیر است:

  • Resolve Mode: در این حالت تمام قطعه ها به صورت کامل باز شده و سنگین ترین و کامل ترین حالت می باشد. برای استفاده از این حالت باید سیستم قوی داشته باشید یا صبر زیاد به منظور کار کردن با این حالت.
  • Quick view: این حالت تنها برای باز کردن part و نقشه است که در این حالت تنها می توانید قطعه یا نقشه را ببینید و هیچ تغییری در آن قابل اعمال نیست.
  • Lightweight Mode: در این حالت تنها زیرمجموعه ها نمایش داده می شوند و حافظه کمتری را اشغال می کند.
  • Large Assemblies Mode: این حالت حافظه کمتری از سیستم گرفته و به منظور باز کردن سیستم های پیچیده مناسب است، همچنین در این حالت امکان تغییر دادن قطعات ممکن است و همچنین هر قطعه ای که لازم باشد را می توان به صورت کامل در این حالت باز کرد.
  • Large Design Review: این حالت کمترین حافظه را از سیستم پردازنده شما می گیرد و بیشتر به منظور مشاهده کلی قطعات است و تغییر چندانی را در سیستم نمی توان به وجود آورد.

میتونین برای کسب اطلاعات بیشار از موارد فوق به سایت https://help.solidworks.com/ مراجعه کنید.

برای آشنایی بیشتر با نرم افزار سالیدورک و ثبت نام در کلاس ها ایتنجا کلیک کنید

2- زیر ممتاژ درست کن ( Sub-Assembleis)

تقسیم دستگاه ممتاژی به چند زیر مجموعه ممتاژی باعث بهبود کار تیم طراحی می شود.

استفاده از زیر مجموعه های ممتاژی در مقایسه با ممتاژ کلی قطعات ساده تر و کار کمتری دارد؛ همچنین استفاده از قید ها و فیچرها برای آن ها بسیار سریع تر است.

البته لازم به ذکر است که برای کاهش حافظه تا حد امکان از ممتاژ قطعات انعطاف پذیر دوری کنید.

استفاده از زیر اسمبلی

3- مدل سازی در محیط ممتاژ

یکی از روش های مدلسازی قطعات، مدلسازی در محیط ممتاژی است و ایجاد قطعه در این محیط.

این کار به شدت در کارایی سیستم تاثیر دارد پس اگر مدلت خیلی پیچیده است و سنگینه برای طراحیش تا حد امکان در محیط اسمبلی قطعه جدید ایجاد نکن.

ایجاد قطعه در محیط اسمبلی

4- از حالت پک سرعتی (SpeedPak) استفاده کن

در این حالت تنها قید ها و قطعاتی که لازم هستند باز می شوند. قطعات دیگر تنها نمایش داده می شوند و قابل تغییر و اصلاح نیستند.

فعال سازی گزینه SpeedPak

5- مدل های ساده از قطعات و اسمبلی بساز

ساده سازی قطعات و اسمبلی یک روش هوشمندانه و کاملا فنی می باشد.

در این روش شما باید قطعاتی که و ابزارهایی که کمتر اهمیت دارند را حذف کنید.

حذف فیلت ها و پخی ها یکی از گزینه های روی میز است.

استفاده از گزینه Suppress به منظور حذف کارایی دارد.

دستور ساده سازی در سالیدورکس

6- از الگوها استفاده کن

استفاده از الگو ها برای مدلسازی نه تنها سرعت مدلسازی را بسیار افزایش می دهد بلکه حجم بسیار کمتری را از حافظه پردازنده شما گرفته و سیستم شما تا 5 برابر سریع تر می شود.

همچنین در قسمت tools در نوار find/Modify می توان الگو ها را هم ساده کرد.

7- استفاده از سویپ مارپیچ و رزوه ها را به حداقل برسان

استفاده از رزوه ها و sweep مارپیچ تا 75 درصد سرعت پردازش را کاهش می دهد.

استفاده از این ها را تا حد رفع نیاز کاهش بدهید.

آموزش سالیدورک

بررسی منطق نرم افزارها و ابزارهای ارائه شده در حوزه

معکوس (طراحی)

یکی از رویکردهای متداول برای جستجوی گزینه های طراحی ، تغییر اندازه یا شکل سیستم مکانیکی است ( طراحی 3D ).

برای تغییر اندازه یا شکل قطعه، قطعات و مونتاژ باید به اندازه کافی پارامتریک شوند تا اهداف طراحی بدست آید.

در سطح قطعات ، پارامترسازی طراحی به معنای ایجاد ویژگی های سالید و ابعاد مربوطه است

به طوری که هنگام تغییر مقدار ابعاد می توان قطعه را به درستی بازسازی کرد

و قسمت بازسازی شده اهداف طراحی را نشان می دهد.

در سطح مونتاژ ، پارامتر سازی طراحی شامل تعریف مجموعه قطعات مونتاژ و ابعاد مربوط به قطعات است.

هنگامی که یک مونتاژ کاملاً پارامتریک شده باشد،

تغییر در اندازه ابعاد می تواند به طور خودکار به تمام قطعات تحت تاثیر انتشار یابد.

قطعات تحت تاثیر باید با موفقیت بازسازی شوند و در عین حال باید موقعیت و جهت گیری مناسب را

بدون نقض هرگونه قید مونتاژی، ایجاد تداخل قطعات

و یا ایجاد فاصله ی بیش از حد نسبت به یکدیگر حفظ کنند.

به عنوان مثال، در یک موتور تک پیستونی که در شکل 1 نشان داده شده است.

تغییر قطر سوراخ بدنه موتور نه تنها هندسه بدنه را تغییر خواهد داد،

بلکه کلیه قسمت های دیگر را نیز تحت تأثیر قرار می دهد،

مانند پیستون ، آستین پیستون و حتی میل لنگ.

علاوه بر این ، همه آنها باید به درستی بازسازی شوند

و کل قیدهای مونتاژ باید حفظ شود و اهداف طراحی را به درستی نشان دهد.

3D



شکل1- نمای انفجاری موتور تک پیستون a) قطر سوراخ 1.2 اینچ b) قطر سوراخ 1.6 اینچ

1- مهندسی شکل

روند کلی مهندسی شکل و مدل سازی سالید پارامتریک در شکل 2 نشان داده شده است 

که در آن چهار مرحله اصلی درگیر هستند.

فاز (1) مثلث سازی هست که در آن ابرنقاط را به مش چند ضلعی تبدیل می کنند ،

فاز (2) تقسیم مش که مش چند ضلعی را بر اساس مشخصات هندسه سطحی قطعه ،

تبدیل به مناطق جدا از هم می کند ،

فاز (3) مدل سازی سالید که مناطق تقسیم شده را به مدل های جامد پارامتریک تبدیل می کند،

و فاز(4) تبدیل مدل که مدل های سالید ساخته شده را

به صورت سازگار با سیستم های CAD اکسپورت می کند.

توجه داشته باشید که مطلوب است که کل فرآیند کاملاً خودکار باشد.

بجز فاز 3. این بدان دلیل است که فاز 3 عمدتا برای بازیابی اهداف اصلی به تعامل طراح نیاز دارد.

این چهار مرحله به طور خلاصه در ادامه بحث شده است.

طراحی مدل 3 بعدی

شکل2- روند کلی مهندسی شکل و ساخت مدل سالید پارامتریک

1-1 -مثلث بندی

تئوری ریاضی و الگوریتم های محاسباتی مثلث سازی در چند دهه گذشته به خوبی توسعه یافته است.

یک شبکه چند ضلعی را می توان به طور خودکار

و کارآمد برای مجموعه داده شده از نقاط داده ایجاد کرد.

مفهوم اساسی در مثلث سازی، مثلث بندی Delaunay است.

علاوه بر مثلث سازی Delaunay ، چندین الگوریتم ریاضی مشهور برای مثلث سازی وجود دارد،

از جمله marching cubes، alpha shapes، الگوریتم چرخش توپ یا ball pivoting algorithm (BPA)،

بازسازی سطح پواسون، moving least squares و غیره.

چند پروژه امجام شده در این حوزه نتایج قابل توجهی ارائه داده اند،

مانند بخشهایی از Florentine Pietà  اثر میکل آنژ

که متشکل از 14 میلیون شبکه مثلثی که از بیش از 700 اسکن ایجاد شده است،

بازسازی “کلیسای جامع پیزا” (پیزا ، ایتالیا) از اسکن های لیزری با بیش از 154 میلیون نمونه،

و ساختارهای سر و مغز (مخفی) از 150 قطعه MRI استخراج شده

با استفاده از الگوریتم marching cubes (حدود 150،000 مثلث)،

همانطور که در شکل 3 نشان داده شده است.

مهندسی معکوس 3D

شکل3- پروژه های نمونه اسکن و مثلث سازی (الف) Florentine Pietà ، (ب) کلیسای جامع پیزا و (ج) ساختارهای سر و مغز.

1-2-بخش بندی

یکی از مهمترین مراحل مهندسی شکل ، تقسیم بندی مش است.

تقسیم بندی نقاط اصلی داده یا مش را به زیرمجموعه هایی تقسیم می کند

که منطقاً هر یک از آنها متعلق به یک سطح اولیه هستند.

به طور کلی، تقسیم بندی فرآیندی پیچیده است. غالباً از تکنیک های رشد منطقه تکرار شونده استفاده می شود.

بعضی از آنها از روشهای غیر تکراری به نام تقسیم بندی مستقیم استفاده می کنند که کارآیی بیشتری دارند.

به طور کلی فرآیند تقسیم بندی شامل یک الگوریتم سریع

برای جستجوی k-nearest neighbors و برآورد خصوصیات سطح مرتبه اول و دوم است.

تقسیم بندی مرتبه اول که بر اساس بردارهای عادی است ،

یک تقسیم اولیه از سطح را فراهم می کند و لبه های تیز و

همچنین نواحی صاف یا بسیار خمیده را تشخیص می دهد.

تقسیم بندی مرتبه دوم با توجه به انحناهای اصلی، سطح را تقسیم می کند

و مبنای مناسبی برای طبقه بندی سطوح جبری ساده را فراهم می کند.

نتیجه ی تقسیم بندی مش، تابع چندین پارامتر مهم است،

مانند مقدار k (تعداد نقاط همسایه که برای تخمین خصوصیات سطح انتخاب شده اند)،

و اختلافات تعیین شده در بردارهای نرمال و انحناها

(که به آنها آستانه حساسیت نیز گفته می شود) که نقاط داده یا مش را گروه بندی می کند.

به عنوان مثالی که در شکل 4 (الف) نشان داده شده است ،

یک آستانه با حساسیت بالا، منجر به مناطق پراکنده

در اندازه های کوچک می شود و یک آستانه با حساسیت پایین تر

تمایل به ایجاد مناطق تقسیم شده ای دارد که شباهت زیادی به توپولوژی جسم دارند،

همانطور که در شکل 4 (ب)نشان داده شده است.

مدل های 3D

شکل4- مثالی از تقسیم بندی مش. (الف) جسمی که به دلیل آستانه حساسیت زیاد در بسیاری از مناطق کوچک تقسیم شده است و (ب) مناطقی که با آستانه حساسیت کم تعیین می شوند.

بیشتر الگوریتم های تقسیم بندی، انطباقی را ارائه می دهند

که در آن منطبق ترین نوع از سطوح پایه برای هر ناحیه از تقسیم بندی اختصاص می یابد.

تعیین سلسله مراتب انواع سطح به ترتیب پیچیدگی هندسی ، مهم است (مانند شکل 5).

به طور کلی، اشیا توسط سطوح اولیه (یا عملکردی) نسبتاً بزرگ محدود می شوند.

سطوح اولیه ممکن است در امتداد لبه های تیز به یکدیگر برسند

یا ممکن است سطوح ثانویه یا ترکیبی وجود داشته باشد.


شکل5- سلسله مراتب سطوح

همانطور که در بالا بحث شد، تقسیم بندی مبتنی بر ویژگی

مبنای مناسبی برای طبقه بندی سطوح جبری ساده را فراهم می کند.

سطوح جبری ، مانند صفحه ها ، چهارگوشه های طبیعی (مانند کره ، استوانه ها و مخروط ها)،

به راحتی در چنین مناطقی قرار می گیرند.

روشهای مختلفی برای ساپورت چنین انطباقاتی ، با استفاده از moving least squares ارائه شده است.

علاوه بر سطوح جبری ابتدایی ، سطوح عمومی تر با یک تولید حرکت ساده (simple kinematic generation)،

مانند سطوح sweep ، سطوح چرخان (sweep چرخش)، سطوح اکستروژن (sweep انتقال)

و سطوح لوله ای  به طور مستقیم با مدل های CAD سازگار هستند.

متناسب کردن این سطوح با نقاط داده یا مش تقسیم بندی شده،

برای بازسازی مدل های سطح و پشتیبانی از پارامترسازی بسیار مهم است.

در برخی موارد، همه مناطق تقسیم شده نمی توانند با رعایت حاشیه خطای مجاز،

منطبق بر سطوح اولیه یا سطوح سازگار با CAD باشند.

این مناطق باقیمانده به عنوان سطوح Free Form طبقه بندی می شوند،

جایی که هیچ نظم هندسی یا توپولوژیکی قابل تشخیص نیست.

اینها می توانند مجموعه ای از تکه های به هم چسبیده (Patches)

و یا تکه های اصلاح شده باشند. آنها اغلب با سطح NURBS منطبق می شوند.

الگوریتم ها و روش های بسیاری برای پشتیبانی از انطباق سطح NURBS ارائه شده است.

1-3-مدل سازی سالید

مدل سازی سالید احتمالاً کمترین پیشرفت را در روند کلی مهندسی شکل دارد.

روشهایی برای ساخت خودکار مدلهای B-rep از ابر نقاط یا مش مثلثی وجود دارد.

برخی از آنها برای شناسایی ویژگی های تولید برای برنامه ریزی فرایند متمرکز بودند.

یکی از پیشرفت های امیدوار کننده در سال های اخیر، شناسایی ویژگی های هندسی (GFR) است

که به طور خودکار ویژگی های سالید تعبیه شده در مدل های B-rep را تشخیص می دهد.

با این حال، هیچ یک از این روش ها نمی توانند فرآیند ساخت را به طور کامل خودکار کنند

و مدل های سالید کاملاً پارامتریک تولید کنند.

انتظار می رود مقداری از کار به طور دستی صورت گیرد.

BoundaryRepresentation1-3-1

بر اساس مناطق تقسیم شده (با سطوح انطباقی)، یک نمودار مجاور منطقه ساخته می شود

که توپولوژی کامل را منعکس می کند و به عنوان پایه ای

برای ساخت مدل نهایی B-rep که به آن ها مدل های دوخته شده نیز اطلاق می شود،

عمل می کند؛ که در آن سطوح بدست آمده در امتداد لبه های مشترکشان به هم چسبانده می شوند.

به طور کلی ، در ساخت مدل های B-rep سه مرحله وجود دارد ، مسطح سازی (flattening) ،

محاسبات لبه ها و رئوس (edges and vertices calculations) و دوخت (stitching).

در مرحله flattening ، مناطق تا بیرون امتداد می یابند تا همه مثلث ها طبقه بندی شوند.

توجه داشته باشید که این مرحله برای از بین بردن تمام شکاف ها و گپ های بین مناطق لازم است.

لبه های تیز را می توان با استفاده از روال تقاطع سطح-سطح محاسبه کرد

و راس هایی که سه سطح با هم روبرو می شوند نیز تعیین می شود.

در طی فرآیند ، یک درخت توپولوژی کامل B-rep نیز ساخته می شود.

سپس با دوخت وجوه، لبه ها و رئوس، مدل B-rep ایجاد می شود.

این عملیات معمولاً توسط اکثر کرنل های مدل سازی سالید پشتیبانی می شود.

1-3-2-شناسایی ویژگی های هندسی

مدل های B-rep مبتنی بر ویژگی نیستند.

برای تبدیل یک مدل B-rep به یک مدل سالید مبتنی بر ویژگی،

ویژگی های سالید تعبیه شده باید شناسایی شوند و یک درخت ویژگی که توالی ایجاد ویژگی را توصیف می کند،

ایجاد شود. یکی از موفق ترین الگوریتم های تشخیص ویژگی هندسی توسط Venkataraman پیشنهاد شده است.

الگوریتم با استفاده از یک فرایند ساده چهار مرحله ای ،

(1) ساده کردن وجه های وارد شده،

(2) تجزیه و تحلیل وجه ها برای هندسه ویژگی خاص،

(3) حذف ویژگی شناخته شده و به روز رسانی مدل.

(4) بازگشت به مرحله 2 تا زمانی که همه ویژگی ها شناخته شوند.

این فرآیند در شکل 6 نشان داده شده است.

پس از شناسایی تمام ویژگی های ممکن،

آنها روی یک مدل سالید جدید از قطعه ایجاد می شوند (شکل 6 (d).)؛

که به صورت پارامتریک با یک درخت ویژگی که بازتولید ویژگی (یا بازسازی مدل)

را با رعایت توالی تعریف می کند، همراه خواهد بود.

مدل 3D
شکل 6: تصویر الگوریتم GFR ،

(الف) مدل سطح واردشده با سطح سوراخ انتخاب شده ،

(ب) سوراخ شناسایی شده و برداشته شده، وجه اکسترود شده ی سیلندر انتخاب شده،

(ج) اکستروژن استوانه ای شناسایی شده، وجه اکستروژن بلوک پایه انتخاب شده و

(د) همه ویژگی ها شناسایی شده و در مدل سالید ایجاد شده اند.

روش Venkataraman ابتدا توسط Geometric Software Solutions, Ltd. (GSSL) تجاری شد و

در تعدادی از بسته های CAD، از جمله SolidWorks و CATIA پیاده سازی گردید

که قابلیت شناسایی ویژگی های اساسی مانند اکسترود، چرخش و اخیراً Sweep را دارا می باشد.

این قابلیت در درجه اول برای پشتیبانی از انتقال مدل های سالید

بین بسته های CAD با موفقیت حاصل شده است،

که در آن نه تنها ویژگی های هندسی (که توسط IGES انجام شده است)

بلکه ویژگی های پارامتریک نیز منتقل می شوند.

یکی از مهمترین مواردی که در نرم افزار تجاری GFR آشکار شده است ، بازیابی قصد طراحی است.

به عنوان مثال ، فلنج لوله هواپیما به عنوان یک ویژگی چرخشی منفرد شناخته می شود،

جایی که یک اسکتچ حول یک محور می چرخد (شکل 7 (a)).

با این حال، پیاده سازی های فعلی GFR انعطاف پذیر نیستند.

همانطور که در شکل 7 (ب) نشان داده شده است ، بدون تعامل کافی کاربر،

فلنج تک اسکتچه، ممکن است به عنوان چهار یا چند ویژگی جداگانه شناخته شود.

در حالی که قطعات سالید نهایی از نظر فیزیکی یکسان هستند، اما پارامترهای تعیین کننده آنها یکسان نیستند.

این پیاده سازی به حالت دسته ای ممکن است در بازیابی اهداف معنی دار طراحی مورد نظر نباشد.

مهندسی معکوس
شکل 7: تشخیص ویژگی برای فلنج لوله هواپیما ،

(الف) ویژگی تک چرخش (single revolved)، و

(ب) چهار ویژگی: چرخش ، اکسترود ، برش و فیلت.

1-3-3-پارامتریک سازی طراحی

یک مدل سالید پارامتریک مبتنی بر ویژگی از دو عنصر اصلی تشکیل شده است:

یک درخت ویژگی و اسکتچ هایی کاملاً پارامترسازی شده.

یک اسکتچ کاملاً پارامتریک شده به این معنی است که مشخصات اسکتچ کاملاً مقید و دارای ابعاد است،

بنابراین تغییر در مقدار ابعاد، بازسازی را همانطور که با اهداف طراحی پیش بینی شده، به همراه دارد.

تا کنون هیچ روش پیشنهادی یا ارائه شده ای وجود ندارد که فرآیند را کاملاً خودکار کند.

برخی از قابلیت ها توسط ابزارهای تجاری، مانند Rapidform و GeoMagic ارائه شده اند

که از طراحان برای ایجاد اسکتچ های کاملاً پارامتریک شده به صورت تعاملی پشتیبانی می کنند،

که به طور دقیق با نقاط داده مطابقت دارند و تلاش برای مدل سازی را بسیار تسهیل می کنند.